قهرمان ميرزا عين السلطنه
3485
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تملق بختيارى روزنامهها حالا كه خيلى اشتلم مىكنند و وكلا نطقها مىكنند تملق زياد از بختياريها مىشود . جمعيت خواجهوند و مازندرانيها خبر رسيده همه رفتند . از خواجهوند هفتصد سوار رفت . همه اينها خوب يا بد جز اضمحلال و تباهى ايران نتيجهء ديگرى ندارد . من خوشحال باشم براى اينكه الموت منظم مىشود يا شش هزار تومان مواجب پدرم داده خواهد شد ، يا فلان آدم بدحال باشد وكيل نمىشود ، رئيس فلان اداره نمىشود شخصيات است و آنچه تا حال كار ايران را خراب بلكه سياه كرده عين اغراض و طمع شخصى بوده . هيچكدام در بند نيك يا بد ايران نبوديم . غرض شخصى و منافع شخصى و احترام خود را منظور و از آن راه ايران را ويران و خراب كرديم . اگر اينها نبود كار اين قسم نمىشد . هركس غير اين را ادعا كند به حقيقت حق دروغ گفته . صد سال ديگر ثابت نمىشود ليكن الان خوب معلوم و ثابت است . جايزهء سر شاه و ديگران اعلانى در قزوين زده بودند روزنامه هم آوردند كه هركس سر شاه را بياورد صد هزار تومان ، سر سالار الدوله سى هزار تومان ، سر شعاع السلطنه كه با شاه است بيست و پنج هزار تومان جايزه داده مىشود . اگر خودشان دستگير و مقتول شوند حكما به ورثهء آنها داده خواهد شد . پول هم در بانك موجود است . اخبار الموت شنبه 24 شهر شعبان - امورات ما دارد اصلاح مىشود اما باز نبايد مطمئن از اصلاح كلى بود . باز زور با آنها شود همان حرفهاست كه مىزدند . سيد بزرگ هرجا رفت سر خورد لاعلاج آمد ، اما من ابدا به رويش نياوردم . ليكن موثق ديوان خوب او را ساخت ، همه را اظهار خجلت و شرمندگى نمود . ميرزا اسحق هم آمد . همه مىگويند از افراسياب واهمه داشتيم از اندج اجارات رسيد . ملاها ، ريشسفيدها آمدند به تصويب موثق ديوان مبلغى تخفيف داده شد ، همينطور به جاى ديگر . عمل گچلات هم گذشت پنجاه تومان به وركيها انعام داده شد به عوض زحمات گذشتهء آنها امروز ورك مهمان كرده بودند . وكيلباشى كرمانشاهانى هم اينجا بود و دماغى داشت همراه برديم . ميرزا مسيح از قول عزيز گرمارودى تفصيلاتى گفت . عزيز برادر خان محمد قهوهچى سپهدار است . منتصر الدوله مجاهد مىگرفته عزيز را خان محمد معرفى كرده پول و لباس